حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2626
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
شاه به آرامى ) ميخوانند و بجاى بيرق ستونى ديده مىشود ، كه روى آن پرندهاى قرار گرفته ( علامتى است بعقيدهء گوتشميد از ورثرغنا ، كه بعدها ورهران و بهرام شده ، يعنى علامت آتش بهرام است ) . 3 - پادشاهان لباس پارتى پوشيدهاند و عبادتگاه عبارت از آتشكده تنها است . گاهى هم يكنفر مؤبد پهلوى آتشكده است . بعض پادشاهان اسامى شاهان هخامنشى را دارند ، مانند : داريو ، ارتهخشتر ( شايد خودشان را اعقاب شاهان مزبور ميدانستند ) . برخى نامهاى زمان ساسانيان را مانند : نرسى و يزدكرت و قسمتى نامهاى پادشاهان داستانى ايران را ، مانند : منوچهر . سكّههاى نوع دوّم از سرب است ، كه اوّل خط يونانى داشته و سرافيم « 1 » را نشان ميداده ، ولى بعدها مثر يعنى ايزد آفتاب را مينموده . دورهء اوّل را دورهء مقدونى ميدانند . دورهء دوّم با قبول عنوان شاهى بايد دورهء استقلال پارس و مجزّا شدن آن از دولت سلوكى باشد . دورهء سوّم دوره پارتى است ، يعنى دورهاى ، كه پارس پادشاه دستنشانده دارد . دورهء دوّم با سلطنت منوز « 2 » شروع مىشود ، خط سكّهها آرامى است . « 3 » بعض امراء و شاهان اينها هستند ( نامهاى ايرانى ، صفحه 415 ، طبع 1895 ) در اين باب مشروحتر در كتاب پنجم صحبت خواهيم داشت .
--> ( 1 ) - Seraphim ( ملكى است از ملائكه درجهء اوّل بعقيده يهوديها و مسيحيها ) . ( 2 ) - Manavaz . ( 3 ) - مثلا روى سكّه پادشاهى ، كه اسمش بغدات ( يعنى خداداد ) بوده ، اين عبارت نوشته شده : بغدات پرت دارزى الاهيه بغ كرت و آن را يوستى چنين ترجمه كرده است : بغداد حافظ شعله پسر ايزد بغكرت .